خداوندگاران!
منم
انسان!
زاده شدم
تا سهيم رسوايي هزار ساله باشم
و درزميني بزيم
كه هرشب
دركوچه پس كوچه هاي آن
هزاران مسيح
مصلوب دردهاشان
به معبدكوچك خانه هاشان پناه مي برند.
و آواره دختركاني كه
كبريتهاي ارزان تنشان را
به اميدلقمه اي نان
به آتش مي كشند
وكودكاني كه
سروش آواي عدالت را
حتي
در خواب هم نديده اند
.
.
.
آري
منم
انسان!
در زميني كه بشارت منجي
تنها
فريب واره ي رهايي ست.

