تبليغاتX
تب نوشت های یک پیامبر دیوانه
دوشنبه 29 بهمن1386
زیر خودم که می زنم

به رنگ چشمان تو هم شک می کنم

چه ایمان دل پذیری!....

 

 

 

 

ته نوشت۱:ابزورد نیمه جان رفت .....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها  | 

چهارشنبه 24 بهمن1386
كاش اين همه احتياط لازم نبود

آخر ميگويند:

"احتياط شرط عقل است"

من كه خو كرده ام به ديوانگي

مي ترسم

"ترك عادت موجب مرض شود".....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها  | 

دوشنبه 15 بهمن1386
بر باره ي كدام باد سواري؟

كه به ديار من نمي وزي؟.........

 

 

 

 

 

ته نوشت۱:اين درخواب به خيالم آمد.انگار خودم هم دلم براي خودم سوخته بود واين همه سكوت آزارم مي داد.

ته نوشت۲: كاش اين همه احتياط لازم نبود آخر احتياط شرط عقل است.....

ته نوشت۳: چقدر اين زمستان كش مي آيد.

ته نوشت ۴:كسي دارويي براي پرتي حواس سراغ دارد؟

ته نوشت ۵:كاش ما آدم ها ياد ميگرفتيم كه هر كس راه خود را دارد!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها  | 

یکشنبه 7 بهمن1386

باران  مي بارد !

 

بي چتر بيا معشوق من!

 

                        دير گاهي ست

 

                                    دل تنگ ام......

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها  | 

دوشنبه 1 بهمن1386

روي برف ها

 

خورشيدي مي كشم

 

تا گرمشان كنم

 

 

افسوس

محبتم زيادي ست

 

 

 

آب مي شوند......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ته نوشت1: اين برف به همه فرصتي بخشيده تا كمي آهسته تر از سرعت دنياي امروز حركت كنن.

مجالي پيدا  ميكنيم تا ساختمون ها ، درخت ها و خيلي چيزايي كه به خاطر سرعت قدم ها و يا ماشين ها ،نديده بوديم ، ببينيم وحتي ازنگاه كردن به اونا لذت ببريم  .

 

ته نوشت 2: فرقي نمي كنه فقير باشي يا ثروتمند . تو خونه ت بنز آخرين مدل پارك باشه يا تونون شبت هم مونده باشي.مهم اينه كه تو اين برف همه مجبورن مثل هم باشن ،چكمه لاستيكي بپوشن،پياده برن و بيان ، ليز بخورن ، وبيافتن وديگه فرصتي براي فخر فروشي يا رشك بردن پيدا نمي شه.

 

ته نوشت3: به اعتقاد معشوق اين روزها كمي آدم تر شده م.

 

ته نوشت 4:دارم ازبي كتابي مي ميرم.

 

ته نوشت 5: شعري در حال جوانه زدنه ......

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها  |