از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
"مولانا"
ته نوشت ۱: گفتم که فرو کش کنم این شهر به بویش......
از من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید
شب را چه گنه حدیث ما بود دراز
"مولانا"
ته نوشت ۱: گفتم که فرو کش کنم این شهر به بویش......
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها
|
سرگشته ام
.
.
دستانت از كدام سو طلوع خواهند كرد؟
ته نوشت۱: هماي اوج سعادت به دام ما افتد
تو را اگر گذري بر مقام ما افتد
ته نوشت ۲: خوشحالم كه بعضي از دوستان هستند كه نقد مي كنن و فقط براي تبليغ ودعوت نمي آن.
تو تب نوشت قبليم نقد هاي خوبي كردن كه ممنونم ازشون.اون شعر دقيقا مال بهمن پارسال بود و
هدفم از از گذاشتنش اين بود كه ببينم آيا پيشرفتي داشتم از پارسال تا امسال يا نه.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها
|
اگر ناچارم نامت را
میان چند نقطه
در سطر سطر شعر هایم
پنهان کنم!
آخر اینجا جنایت و مجازات نابرابر است
از این است که می ترسم
به جرم بردن یک نام
حلق آویزم کنند....
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها
|
به من ببخش
لب خندم را
در هر هجای دلت
جوانه خواهم زد!
ته نوشت: این روزها این بیت شده ورد ذهن و زبونم:
آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط شیما رها
|