برای خواندن شعری می خواهم
تا لبالب شود
واژه ها
از موج صدایت در لابه لای بوسه هایی که
از خواندن شعر هایم
لبریز می شوند.
*" گل های پیراهنم
بهار
هار می شوند"*
و چشمانت را دنبال می کنند
و در هزار راهی که رو به هیچ شمالی نیست
تن هایمان خزه می بندد
و پیش از آن که بفهمی
عشق!
تمام بهانه ها را از یاد می برد!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*واژه هاي قرمز برگرفته از يكي از شعر هاي خودش است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خط می زنم خودم را
تا بمانی همیشه !
تا از انتهای نبودن من
جوانه های بودن تو
بروید.
تا تو باشی
انسانی که می خواهی!
خط می زنم خودم را
و میان حجم سیاه این خط خطی ها
افق روشن نگاهت را
در هر بامداد تازه ای
جستجو می کنم .
خط می زنم خودم را
تا از میان سنگینی این خطوط
به روح سیال عشق رهایت کنم
تا زنده شوی
تا اگر از آن من بودی
دوباره باز گردی......
ـــــــــــــــــــــــــــ
ته نوشت ۱: در ره منزل لیلی که خطر هاست درآن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
شاید ما آنقدر مجنون نیستیم و یا مجنونیم و لیلی آن قدر که باید ناز آفرین نیست......
