"غروب بامداد"
وقتی کلامت
شکفتن درخت
در فصل دریا و مه ،
و شعر هایت
جادوی لحظه های مکاشفه است،
چگونه می توان
حدیث بی قراری نبودنت را
با زبان الکن کلمات
به غربت کوچک ترانه ای
کوتاه کنم؟!
که من
همیشه
تو را
در آیینه ی سیاه دیدگانم
به سوگ نشسته ام ....!
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت توسط شیما رها |
